چهارشنبه بیست و هفتم دی 1385
پرواز
من از کجا شروع کنم
وقتی سرآغاز ندارم
یک قلم و یک کاغذ و
یک درد همیشگی
نمیشه با نوشته ها
که همه دردها رو بگی
یه بغض خام توی گلوم
یک دنیا حرف نا تموم
آرزو ها پشت سرم
نگاه من به روبروم
حرفهای پر شکایتی
رو کاغذ های خط خطی
از من فقط مونده به جا
قلب پر از شکایتی
این کاغذای خط خطی
نامه دردای منه
جای پای اشک من
از گریه های نم نمه
غمی نشسته تو دلم
اشک چه زیبا شده باز
ترانه هام زمزمه مستی شبها شده باز
غم شکستن روبروم
که عاشقانه دیده ام
با اشک غزل شکفتم
با بغض غزل چیده ام
از کس گله نمیکنم
شکایت از دل منه
دلم هنوز در حسرت
یک آرزوی باطله
رفتن من حتمی شده موندمن بی حاصله
ادامه مطلب
لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 20:46 توسط : ....marjan ....
پنجشنبه بیست و پنجم آبان 1385
عشق
یادمون باشه هیچکس رو امیدوار نکنیم
بعد یه دفعه رهاش کنیم چون خرد می شه
میشکنه و آهسته میمیره یادمون باشه که
قلبمون رو همیشه لطیف نگه داریم تا کسی که
به ما تکیه کرده سرش درد نگیره ،یادمون باشه
کسی و بیشتر از چند روز چشم به راه نزاریم
چون امکان داره زیاد نتونه طاقت بیاره
یادمون باشه اگر کسی دوستمون داشت
بهش نگیم برو نمی خوام ببینمت
چون زندگیش رو ازش می گیریم
ادامه مطلب
لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 22:7 توسط : ....marjan ....
شنبه بیستم آبان 1385
(((love)))
Yعشق از ديدگاه معلمY
دبير زيست:عشق مرضی است که ميکروب آن از راه چشم وارد بدن ميشود.
دبير شيمی:عشق تنها اسيدی است که در قلب اثر دارد.
دبيردينی:عشق يک محبت الهی است که خداوند برای بندگانش هديه کرده است.
دبير رياضی:نسبت عشق به بدن مثل نسبت خون است به بدن
دبير فيزيک:جوان مانند آهنربايی است که هر عشقی را به طرف خود جذب ميکند.
دبير ادبيات:عشق بايد مثل عشق ليلی و مجنون پاک باشد. 
دبير ورزش:عشق يک توپ فوتبال است که به دروازه ی هر قلبی اصابت ميکند!!!
ادامه مطلب
لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 22:21 توسط : ....marjan ....
شنبه بیستم آبان 1385


یادمان باشد اگر خاطرمان
تنها شد طلب عشق زهر
بی سرو پایی نکنیم


ادامه مطلب
لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 22:0 توسط : ....marjan ....
شنبه بیستم آبان 1385
با تو بودن

با تو بودن از تو گفتن زيباست
مثل آواز قناري تو بهار
با تو بودن از تو گفتن زيباست
مثل آواز قشنگ جويبار
با تو بودن از تو گفتن زيباست
مثل نيلوفر آبي در آب
مثل اشكهاي لطيف شبنم روي گونه هاي زنبقهاي خواب
با تو بودن از تو گفتن زيباست
مثل بارش بارون تو كوير
مثل رويش دوباره چمن روي تن يخ زده زمين پير
تويي مهتاب سحر ، تويي بارون كوير
از تن خستهء من گرد غربت را بگير
مثل خورشيد بزن و آبم كن
مثل لالايي شب خوابم كن
به تن خسته بزن رنگ دگر
دل ما را تو ببر تا به سحر
ادامه مطلب
لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 12:53 توسط : ....marjan ....
شنبه بیستم آبان 1385
پازل دل یکی رو به هم ریختن هنر نیست.........
هر وقت با تکه های دل یه نفریه پازل جدید براش ساختی هنر کردی
ادامه مطلب
لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 12:36 توسط : ....marjan ....
پنجشنبه پانزدهم تیر 1385
اعتراف
اگه تو اين دنيا قرار بود جای چيزی باشم دوست داشتم جای اشک باشم تو
چشات متولدشم روپلکت جون بگيرم روصورتت جاری شم رولبت بميرم
درزندگی هيچ وقت اشتباه نکن
اشتباه کردی اعتراف نکن
اعتراف کردی التماس نکن
التماس کردی زندگی نکن
ادامه مطلب
لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 2:16 توسط : ....marjan ....
پنجشنبه پانزدهم تیر 1385
مسافر
روزی که می خواستم از شهرمون برم
پیشه هزاران چشم تو گریه می کردی
می گفتی با حسرت دیگه بر نمی گردی
گفتم که عمر این سفر کوتاهه ، کوتاهه
گفتی که یاد من همیشه با تو همراهه
گفتم مبادا جای من را دیگری گیرد
گفتی که منتظر نشستن آخرین راهه
حالا که برگشتم ..... با آرزو هایم
دست قشنگه تو در دست من سرده
دیده نگاهه تو دیگه بر نمی گرده
دل را اگر دادی به دیگری بگو
از من تو پیدا کردی بهتری بگو
از دام من می خواهی تو بپری بگو



بای نظر یادتون نره
ادامه مطلب
لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 2:10 توسط : ....marjan ....